آخرین اخبار
سلامت نیوز سلامت ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

افسردگی خاموشی که سالمندان ایرانی را تهدید می‌کند؛ چرا هیچ‌کس آن را جدی نمی‌گیرد؟

افسردگی خاموشی که سالمندان ایرانی را تهدید می‌کند؛ چرا هیچ‌کس آن را جدی نمی‌گیرد؟

به گزارش تیترستان؛ افسردگی در سالمندان یکی از مهم‌ترین و در عین حال مغفول‌ترین چالش‌های سلامت روان در جامعه امروز ایران است. بسیاری از خانواده‌ها تغییرات رفتاری سالمند خود مانند کم‌حرف شدن، گوشه‌گیری یا بی‌انگیزگی را به حساب سن بالا می‌گذارند و از کنار آن به سادگی عبور می‌کنند، در حالی که متخصصان هشدار می‌دهند این تغییرات همیشه طبیعی نیست و می‌تواند نشانه‌ای از یک اختلال جدی روانی باشد. طبق آمارهای رسمی موجود، حدود ۲۰ درصد از سالمندان کشور ما حداقل به یکی از انواع مشکلات روحی به‌ویژه افسردگی دچار هستند، آماری که اهمیت توجه جدی به این حوزه را دوچندان می‌کند. رضا نصری، متخصص طب سالمندی، در گفت‌وگو با رسانه‌ها تأکید می‌کند که سالمندی به‌خودی‌خود پایان زندگی نیست، اما شرایطی که خانواده و جامعه برای سالمند فراهم می‌کنند، نقش تعیین‌کننده‌ای در سلامت روان او دارد. در این گزارش، ابعاد مختلف این پدیده و راهکارهای مقابله با آن را بررسی می‌کنیم.

چرا افسردگی سالمندان پنهان می‌ماند؟

یکی از دلایل اصلی پنهان ماندن افسردگی در سالمندان، باور غلطی است که در جامعه رایج شده است: «افسردگی بخشی از سالمندی است.» بسیاری از اطرافیان، غمگینی، کم‌حرفی و کناره‌گیری سالمند را طبیعی تلقی می‌کنند و به جای جستجوی کمک تخصصی، آن را به حساب افزایش سن می‌گذارند. این در حالی است که متخصصان تأکید می‌کنند سالمندی به‌تنهایی باعث افسردگی نمی‌شود و این تصور که «پیرها همیشه غمگین هستند» یک کلیشه خطرناک است. رضا نصری، متخصص طب سالمندی، در این باره می‌گوید: «بسیاری از خانواده‌ها تغییرات رفتاری سالمند را جدی نمی‌گیرند و کم‌حرف‌شدن، گوشه‌گیری یا غمگین‌بودن او را به‌حساب سن بالا می‌گذارند، درحالی‌که چنین تغییراتی همیشه طبیعی نیست و می‌تواند نشانه یک مشکل روحی-روانی باشد.» از سوی دیگر، خود سالمندان نیز ممکن است به دلیل احساس شرم یا ناآگاهی، از بیان احساسات خود خودداری کنند و به این ترتیب، افسردگی آنها بی‌صدا و بدون تشخیص باقی بماند. این وضعیت در ایران که سالمندان با فشارهای اقتصادی متعددی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، شدیدتر می‌شود و داشتن یک روان سالم را برای آنها دشوارتر می‌سازد.

علاوه بر این، کمبود آگاهی عمومی درباره علائم افسردگی در سالمندان نیز مزید بر علت است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند افسردگی تنها با گریه و ناامیدی آشکار همراه است، در حالی که در سالمندان ممکن است به شکل شکایت‌های جسمی مبهم، بی‌اشتهایی، اختلال خواب یا کاهش انرژی بروز کند. این علائم اغلب با بیماری‌های جسمی دیگر اشتباه گرفته می‌شوند و تشخیص را به تأخیر می‌اندازند. متأسفانه در بسیاری از موارد، سالمند تنها زمانی به پزشک ارجاع داده می‌شود که افسردگی به مراحل پیشرفته رسیده و کیفیت زندگی او به شدت کاهش یافته است. بنابراین، آموزش خانواده‌ها و مراقبان درباره شناخت علائم هشداردهنده افسردگی در سالمندان، نخستین گام در جهت مقابله با این مشکل خاموش است.

نقش خانواده و جامعه در پیشگیری از انزوای سالمندان

افسردگی در سالمندان تنها یک مسئله فردی نیست، بلکه ریشه در روابط اجتماعی و جایگاه فرد در خانواده و جامعه دارد. سالمندی برای بسیاری از افراد با از دست دادن نقش‌های قبلی خود آغاز می‌شود: بازنشستگی، کاهش رفت‌وآمدها، تغییر جایگاه در خانواده و کاهش توانایی جسمی. این تغییرات می‌توانند به تدریج احساس بی‌ارزشی و بی‌هدفی را در سالمند ایجاد کنند و زمینه‌ساز افسردگی شوند. رضا نصری در این زمینه بر اهمیت حضور سالمندان در جمع‌های خانوادگی و دوستانه تأکید می‌کند و می‌گوید: «خود سالمندان هم نباید از این جمع‌ها فاصله بگیرند. البته این ارتباط صرفاً به‌معنای حضور فیزیکی در یک مهمانی نیست. سالمند باید همچنان در جریان زندگی باشد، با دیگران حرف بزند، نظر بدهد، تصمیم بگیرد و تا جایی که توان دارد مسئولیت و نقشی برای خود داشته باشد.» بنابراین، خانواده‌ها باید آگاهانه فضایی فراهم کنند که سالمند احساس کند هنوز عضو مهمی از خانواده است و نظراتش شنیده می‌شود.

از سوی دیگر، جامعه نیز باید زیرساخت‌های لازم برای مشارکت اجتماعی سالمندان را فراهم کند. متأسفانه در بسیاری از شهرهای ایران، امکاناتی مانند پارک‌های مناسب‌سازی شده، مراکز فرهنگی و ورزشی ویژه سالمندان و برنامه‌های اجتماعی هدفمند برای این قشر بسیار محدود است. این کمبودها باعث می‌شود سالمندان به انزوا روی آورند و ارتباط خود را با جامعه قطع کنند. نصری در ادامه تأکید می‌کند: «مراقبت از سالمند نباید به‌معنای گرفتن اختیارات از او باشد. اگر فرد هنوز توان تصمیم‌گیری دارد، بهتر است درباره برنامه روزانه، رفت‌وآمدها، خرید، دیدارها و حتی بسیاری از امور خانوادگی نظر خودش را داشته باشد. حفظ استقلال، حتی در اندازه‌های کوچک می‌تواند بخشی از حفظ ارتباط سالمند با زندگی باشد.» بنابراین، پیشگیری از افسردگی سالمندان نیازمند رویکردی چندجانبه است که خانواده، جامعه و سیاست‌گذاران را در بر می‌گیرد.

راهکارهای عملی برای مقابله با افسردگی سالمندان

خوشبختانه افسردگی سالمندان قابل پیشگیری و درمان است، به شرطی که به موقع تشخیص داده شود و اقدامات مناسب انجام گیرد. متخصصان توصیه می‌کنند که سالمندان فعالیت‌های روزمره خود را متنوع نگه دارند و از محدود شدن زندگی به خوردن، خوابیدن، مصرف دارو و مراجعه به پزشک جلوگیری کنند. رضا نصری در این باره می‌گوید: «لزوماً تغییر بزرگی لازم نیست. می‌توان از حفظ‌کردن یا دوباره‌ساختن ارتباط با دوستان و اعضای خانواده شروع کرد؛ از بیرون‌آمدن منظم از خانه، دنبال‌کردن یک علاقه قدیمی، یادگرفتن یک مهارت جدید یا پذیرفتن مسئولیتی که به فرد احساس مفیدبودن بدهد.» این توصیه‌ها نشان می‌دهد که با تغییرات کوچک در سبک زندگی می‌توان تا حد زیادی از بروز افسردگی پیشگیری کرد یا شدت آن را کاهش داد. البته در مواردی که علائم افسردگی پایدار و شدید باشد، مراجعه به روانپزشک یا روانشناس ضروری است و نباید آن را به تأخیر انداخت.

در نهایت، باید توجه داشت که سالمندی فعال به معنای انکار محدودیت‌های این دوره نیست. با افزایش سن، توان جسمی تغییر می‌کند، برخی عزیزان را از دست می‌دهیم و برخی فعالیت‌ها دیگر امکان‌پذیر نیستند. اما آنچه اهمیت دارد این است که سالمند همچنان احساس هدفمند بودن و تعلق خاطر کند. نصری در پایان می‌گوید: «شاید پاسخ به این سؤال که آیا سالمندی پایان راه است، بیشتر از آنکه به عدد سن مربوط باشد، به این بستگی داشته باشد که چه میزان از ارتباط، اختیار، هدف و مشارکت فرد در زندگی حفظ شده است.» بنابراین، با جدی گرفتن سلامت روان سالمندان، حفظ ارتباطات اجتماعی و فراهم کردن فرصت‌های مشارکت، می‌توان سال‌های سالمندی را به دوره‌ای معنادار و سرشار از زندگی تبدیل کرد، نه فقط سال‌های بیشتری از عمر. این مسئولیتی است که هم بر دوش خانواده‌ها و هم بر عهده جامعه و سیاست‌گذاران قرار دارد.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...