آخرین اخبار
فرارو سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۲۷

پشت پرده سوال تکراری هر شب ایرانیان؛ چرا «امشب جنگ می‌شود؟» به یک عادت روزمره تبدیل شد؟

پشت پرده سوال تکراری هر شب ایرانیان؛ چرا «امشب جنگ می‌شود؟» به یک عادت روزمره تبدیل شد؟

به گزارش تیترستان؛ در شرایطی که تهدیدهای نظامی و تحریم‌های اقتصادی هر روز از سوی آمریکا تشدید می‌شود، جامعه ایران میان دو وضعیت متناقض گرفتار شده است: از یک سو نمی‌تواند احتمال وقوع جنگ را نادیده بگیرد و از سوی دیگر نمی‌داند تا چه زمانی باید زندگی خود را با این احتمال تنظیم کند. پرسشی که هر شب در ذهن بسیاری از خانواده‌ها تکرار می‌شود: «امشب جنگ می‌شود؟» این پرسش نه تنها در هنگام انتشار اخبار جابه‌جایی تجهیزات نظامی، بلکه با هر تهدید جدید ترامپ یا بن‌بست مذاکرات، دوباره به صدر گفت‌وگوها بازمی‌گردد. تجربه جنگ ۱۲روزه در خرداد ۱۴۰۴ و سپس جنگ ۴۰روزه در اسفند همان سال تا فروردین ۱۴۰۵، نشان داد که سایه جنگ به این زودی از زندگی مردم کنار نمی‌رود. آتش‌بس‌های شکننده و مذاکرات بی‌نتیجه، وضعیتی را ایجاد کرده که «نه جنگ و نه صلح» به تعبیری سیاسی از روابط ایران و آمریکا فراتر رفته و به مسئله‌ای در زندگی روزمره تبدیل شده است. خریدوفروش‌های عقب‌افتاده، تصمیم‌های سرمایه‌گذاری معلق و برنامه‌های خانوادگی بلاتکلیف، همه نشانه‌هایی از این نااطمینانی گسترده هستند که گریبانگیر جامعه شده است.

از «مادر بمب‌ها» تا تحریم‌های جدید؛ تهدیدهایی که هر روز تکرار می‌شوند

در روزهای اخیر، نام یکی از سنگین‌ترین بمب‌های غیرهسته‌ای آمریکا بار دیگر وارد اخبار مربوط به ایران شده است؛ سلاحی که به «مادر بمب‌ها» شهرت دارد. شبکه سی‌بی‌اس به نقل از منابع آگاه گزارش داد که کاخ سفید و پنتاگون طرح‌هایی برای استفاده احتمالی از این سلاح علیه اهداف نظامی در ایران تهیه کرده‌اند. همچنین شبکه ای‌بی‌سی گزارش داد که استفاده از این بمب یکی از گزینه‌های نظامی مطرح‌شده برای دونالد ترامپ است، اما رئیس‌جمهور آمریکا هنوز درباره اجرای آن تصمیمی نگرفته است. این تفاوت از نظر خبری اهمیت دارد؛ تهیه طرح نظامی به معنای صدور دستور حمله نیست و بررسی یک گزینه نیز قطعیت اجرای آن را نشان نمی‌دهد. با این حال، انتشار چنین اخباری در شرایط کنونی، مستقل از اینکه در نهایت به اقدام نظامی منجر شود یا نه، می‌تواند بر فضای عمومی اثر بگذارد و اضطراب را تشدید کند. ترامپ نیز در گفت‌وگو با نیوزمکس، احتمال هدف قراردادن تأسیسات زیرزمینی ایران را مطرح کرد و در عین حال گفت قصد استفاده از سلاح هسته‌ای را ندارد. او استفاده احتمالی از «مادر بمب‌ها» را صریحاً تأیید نکرد، اما آن را نیز از فهرست گزینه‌ها کنار نگذاشت.

در سوی دیگر، فشار اقتصادی آمریکا همچنان ادامه دارد. وزارت خزانه‌داری ایالات متحده در ۱۵ اکتبر تحریم‌های تازه‌ای را علیه شبکه‌های مالی مرتبط با ایران اعلام کرد. این اقدام در ادامه مجموعه فشارهایی صورت گرفت که با محاصره دریایی، محدودیت‌های تجاری و اختلافات درباره تنگه هرمز همراه شده‌اند. بنابراین جامعه فقط با یک تهدید نظامی روبه‌رو نیست؛ هر خبر از احتمال حمله، در کنار اخبار تحریم، محدودیت تجارت و نوسان اقتصادی قرار می‌گیرد و فضای تصمیم‌گیری را پیچیده‌تر می‌کند. در چنین وضعیتی، آنچه گاهی «عادی‌شدن جنگ» نامیده می‌شود، لزوماً به معنای از بین رفتن ترس نیست. ممکن است جامعه به شنیدن خبر جنگ عادت کرده باشد، اما هنوز نتواند پیامدهای احتمالی آن را از محاسبات زندگی کنار بگذارد. کسی که هر روز اخبار تهدیدها را دنبال می‌کند و همچنان سر کار می‌رود، لزوماً فردی بی‌نگرانی نیست؛ گاهی ادامه زندگی، تنها انتخاب ممکن است. مردم نمی‌توانند هر بار که احتمال جنگ مطرح می‌شود، تمام فعالیت‌های خود را متوقف کنند. از سوی دیگر، تردید درباره آینده نیز به‌سادگی از بین نمی‌رود.

جنگ روانی و شکاف داخلی؛ مسئولیت چه کسی است؟

محمدمهدی شهریاری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، معتقد است جنگ روانی آمریکا پدیده‌ای طبیعی در یک رویارویی همه‌جانبه است، اما آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، عواملی است که در داخل کشور می‌توانند زمینه اثرگذاری این جنگ روانی را فراهم کنند. او می‌گوید: «وقتی شما در یک جنگ همه‌جانبه قرار می‌گیرید، جنگ روانی هم یکی از ابعاد جنگ است. این موضوع کاملاً مشخص است و دور از انتظار نیست، ولی ما باید انسجام داخلی داشته باشیم تا تحت تأثیر اقدامات دشمن قرار نگیریم.» شهریاری بلافاصله از جبهه پایداری نام می‌برد و با انتقاد از رفتار سیاسی این جریان، معتقد است بخشی از مشکلات کنونی به شکاف‌هایی بازمی‌گردد که در داخل ایجاد شده‌اند. او تأکید می‌کند: «با توجه به دوقطبی‌ای که برادران پایداری در کشور ایجاد کرده‌اند و به نظر من می‌تواند یکی از ابعاد نفوذ باشد، خود ما باید در داخل کشور دنبال این بگردیم که چه کسانی زمینه‌هایی ایجاد می‌کنند که جنگ روانی دشمن در داخل بتواند موفق عمل کند.» این نماینده مجلس معتقد است برخی سخنرانی‌ها و مواضع سیاسی در شرایط حساس کنونی، به جای کمک به انسجام داخلی، به تشدید اختلافات منجر می‌شوند. او به‌ویژه از کسانی انتقاد می‌کند که در تجمعات شبانه، مسئولان تصمیم‌گیر در حوزه سیاست خارجی را هدف حملات لفظی قرار می‌دهند.

شهریاری در ادامه از به‌کارگیری توهین‌های ناموسی، الفاظ رکیک و اتهام‌های سیاسی در برخی رسانه‌ها و تجمعات انتقاد می‌کند و می‌گوید چنین رفتارهایی با ضرورت انسجام ملی در شرایط جنگی سازگار نیست. او حتی بخشی از موفقیت جنگ روانی آمریکا را به همین رفتارها مرتبط می‌داند: «من فکر می‌کنم یکی از ارکان موفقیت آمریکا در جنگ روانی را باید همین عوامل در داخل کشور بدانیم که متأسفانه از امکاناتی مثل صداوسیما و امکانات بیت‌المال استفاده می‌کنند و فقط در حال ایجاد تفرقه در کشور هستند. متأسفانه تا حد زیادی هم به اهداف خودشان رسیده‌اند.» اتهام‌هایی که شهریاری متوجه جبهه پایداری و برخی سخنرانان تجمعات می‌کند، دیدگاه سیاسی او است و اثبات وجود ارتباط سازمان‌یافته این افراد با آمریکا نیست. با این حال، آنچه در این گفت‌وگو اهمیت دارد، تأکید او بر مسئولیت داخلی در برابر جنگ روانی خارجی است؛ اینکه حتی در شرایط تهدید نظامی نیز نمی‌توان آثار اختلافات سیاسی و تضعیف نهادهای تصمیم‌گیر را نادیده گرفت. بخش دیگری از انتقاد شهریاری متوجه مخالفانی است که به باور او هرگونه مذاکره با آمریکا را معادل عقب‌نشینی یا تسلیم معرفی می‌کنند. در هفته‌های گذشته، اختلاف بر سر عملکرد دستگاه دیپلماسی بار دیگر به مجلس کشیده شد و پس از انتشار گزارش‌هایی درباره دیدارهای عباس عراقچی با مقام‌های آمریکایی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، بحث استیضاح وزیر امور خارجه مطرح شد.

زندگی‌های معلق؛ وقتی انتظار برای جنگ به بخشی از روزمره تبدیل می‌شود

شهریاری در تحلیل خود، بخشی از نارضایتی‌های اقتصادی را نیز ناشی از عملکرد جریان‌هایی می‌داند که به گفته او، در سال‌های گذشته مانع اجرای برخی اقدامات مثبت شده‌اند. او معتقد است در شرایطی که فشار اقتصادی زندگی بخش بزرگی از جامعه را تحت تأثیر قرار داده، اختلافات سیاسی بر سر مذاکره می‌تواند بر دامنه نارضایتی‌ها بیفزاید. شهریاری در توضیح آثار این وضعیت به شایعات مکرر درباره حمله نظامی اشاره می‌کند: «از آن طرف هم القا می‌کنند که امشب حمله می‌شود، فرداشب حمله می‌شود. پمپ‌بنزین‌ها شلوغ می‌شود و گرانی‌ها افزایش پیدا می‌کند. اینها همه باعث می‌شود نارضایتی‌ها بیشتر شود.» البته شلوغ‌شدن پمپ‌بنزین‌ها یا افزایش قیمت‌ها به عوامل مختلفی وابسته است و نمی‌توان بدون داده‌های مستقل، همه این رخدادها را نتیجه یک جریان سیاسی یا مجموعه‌ای از شایعات دانست. با این حال، شهریاری معتقد است استمرار فضای نگرانی و اختلاف داخلی، به افزایش بی‌ثباتی کمک می‌کند. او در ادامه گفت‌وگو از مسئله‌ای سخن می‌گوید که شاید ملموس‌ترین بخش پیامدهای وضعیت کنونی باشد؛ زندگی‌هایی که در انتظار روشن‌شدن آینده متوقف مانده‌اند. او معتقد است مردم پس از تجربه جنگ ۴۰روزه تا اندازه‌ای در برابر تهدیدهای روانی مقاوم‌تر شده بودند: «بعد از جنگ رمضان و جنگ ۴۰روزه، جنگ برای مردم تا حدی عادی شده بود. دیگر از جنگ مثل گذشته نمی‌ترسیدند. نه اینکه برایشان مهم نباشد؛ منظورم این است که به آن شکل تحت تأثیر القائات دشمن قرار نمی‌گرفتند.»

اما شهریاری هم‌زمان تأکید می‌کند بلاتکلیفی کنونی بر تصمیم‌های مردم اثر گذاشته است. او می‌گوید: «خیلی از مردم کارشان را روی زمین گذاشته‌اند و منتظرند ببینند جنگ می‌شود یا نه. وقتی شرایط بی‌ثبات باشد، هیچ‌کس برای زندگی و آینده‌اش نمی‌تواند تصمیم بگیرد؛ نمی‌تواند معامله کند، نمی‌تواند سرمایه‌گذاری کند یا دست به کاری بزند.» به باور او، خود این انتظار می‌تواند به عاملی برای تشدید مشکلات اقتصادی تبدیل شود. شهریاری ادامه می‌دهد: «بی‌ثباتی خودش ریسک است. همه می‌گویند صبر کنیم، صبر کنیم، صبر کنیم تا ببینیم چه می‌شود. همین هم یکی از عوامل بی‌ثباتی خواهد شد و در تمام موضوعات اقتصادی مشکل ایجاد می‌کند.» این سخنان نشان‌دهنده یک چرخه معیوب است: تهدیدهای خارجی و اختلافات داخلی، نااطمینانی را افزایش می‌دهد؛ نااطمینانی، تصمیم‌گیری اقتصادی و اجتماعی را مختل می‌کند؛ و این اختلال خود به تشدید نارضایتی و بی‌ثباتی بیشتر دامن می‌زند.

در نهایت، پرسش اصلی این است که چه کسانی مسئول کاهش این نااطمینانی هستند؟ آیا مردم واقعاً کمتر از گذشته از جنگ می‌ترسند یا صرفاً به ادامه زندگی در کنار این ترس عادت کرده‌اند؟ تجربه دو جنگ در کمتر از یک سال و نیم گذشته نشان می‌دهد که جامعه ایران توانسته است در شرایط بحرانی به زندگی ادامه دهد، اما این ادامه زندگی بدون هزینه نبوده است. بسیاری از خانواده‌ها برنامه‌های بلندمدت خود را به تعویق انداخته‌اند، سرمایه‌گذاران از ورود به بازارهای پرریسک اجتناب می‌کنند و حتی تصمیم‌های ساده روزمره نیز زیر سایه احتمالات جنگی گرفته می‌شود. در چنین شرایطی، مسئولیت اصلی بر دوش تصمیم‌گیرندگان داخلی است تا با انسجام و شفافیت، فضای روانی جامعه را مدیریت کنند و از تبدیل شدن «امشب جنگ می‌شود؟» به یک پرسش همیشگی جلوگیری کنند. اما تا زمانی که تهدیدهای خارجی ادامه دارد و اختلافات داخلی بر سر مذاکره و سیاست خارجی حل نشده است، به نظر می‌رسد این پرسش همچنان در زندگی ایرانیان تکرار خواهد شد و انتظار برای جنگ بعدی، بخشی از روزمره آن‌ها باقی می‌ماند.

مطالعه در منبع اصلی
اشتراک‌گذاری
نظرات

در حال بارگذاری نظرات...