راز ۴۰ دقیقه تحرک در ۵ ساعت فراغت؛ چرا ایرانیان «نشسته» عمر میگذرانند؟

به گزارش تیترستان؛ بر اساس گزارشهای موسسه ملی تحقیقات سلامت، در جمعیت بالای ۱۸ سال کشور، بیش از ۵۱ درصد افراد کمتر از میزان توصیهشده سازمان جهانی بهداشت فعالیت بدنی دارند. این در حالی است که اوقات فراغت روزانه ایرانیها از پنج ساعت فراتر رفته، اما تنها حدود ۴۰ دقیقه از این زمان به تحرک واقعی اختصاص مییابد. سازمان جهانی بهداشت برای بزرگسالان حداقل ۱۵۰ دقیقه فعالیت متوسط در هفته یا ۷۵ دقیقه فعالیت شدید را ضروری میداند، اما فاصله ایران با این استاندارد عمیق است. برخی برآوردهای جدیدتر نرخ کمتحرکی را نزدیک به ۴۶ درصد اعلام کردهاند، عددی که ایران را در ردیف کشورهای با نرخ بالای کمتحرکی قرار میدهد، در حالی که میانگین جهانی حدود ۳۱ درصد است. این وضعیت نه تنها یک آمار نگرانکننده، بلکه نشانهای از تغییر سبک زندگی به سمت نشستن طولانیمدت و فعالیت بدنی ناکافی است که میتواند پیامدهای جدی برای سلامت فردی و اجتماعی داشته باشد.
روایت شهروندان؛ وقت هست، اما بدن نشسته است
منصور، کارمند بازنشسته ۵۲ ساله در کرج، هر روز بعدازظهر روی نیمکت پارک مینشیند و میگوید: «هوا خوب است، اما پای راستم درد میکند. دکتر گفته پیادهروی کن، اما بعد از ده دقیقه مجبورم بنشینم. بعد همانجا میمانم تا غروب. وقت دارم، اما بدنم نمیکشد.» او با اشاره به تلویزیون و موبایل اضافه میکند: «چهار پنج ساعت وقت آزاد دارم، بیشترش یا خبر نگاه میکنم یا با همسایه حرف میزنم. حرکت واقعی؟ خیلی کم.» این روایت نمونهای از حال بسیاری از ایرانیان است که با وجود فراغت قابل توجه، به دلیل مشکلات جسمی یا عادتهای روزمره، تحرک کافی ندارند. در تهران نیز تصویر کمی متفاوت اما همجهت است. رضا، راننده اسنپ ۴۱ ساله، از پشت فرمان میگوید: «صبح تا شب پشت ماشینم. شب که میرسم خانه فقط میخواهم دراز بکشم. گاهی با خودم میگویم بروم یک دور بدوم، اما فردا باید از ساعت شش دوباره در ترافیک باشم. انرژی ندارم. ورزش؟ کی وقت و پولش را دارد؟ حتی اگر بخواهم با رفیق بروم کوه، هزینه کفش و رفتوآمد و وقتش جور نیست.» این اظهارات نشان میدهد که کمتحرکی تنها ناشی از نبود وقت نیست، بلکه عوامل اقتصادی، شغلی و روانی نیز در آن نقش دارند.
مریم، مادر ۳۸ ساله دو فرزند در جنوب تهران، نیز با اشاره به موانع اجتماعی میگوید: «میخواهم بروم پیادهروی، اما بیرون که میآیم، شرایط همیشه راحت نیست. بعدش هم هزینه باشگاه و وقتش جور نمیشود.» برای زنان، موانع فرهنگی و محیطی میتواند انگیزه برای فعالیت بدنی را کاهش دهد. در مجموع، این روایتها تصویری واقعی از زندگی روزمره ایرانیانی ارائه میدهد که با وجود فراغت نسبی، به دلیل ترکیبی از عوامل فردی و ساختاری، به کمتحرکی روی آوردهاند. به گفته کارشناسان، تغییر این وضعیت نیازمند توجه به زیرساختهای شهری، فرهنگسازی و سیاستهای حمایتی است.
هشدار متخصصان؛ کمتحرکی فقط کمبود ورزش نیست
دکتر سعید رضایی، متخصص طب ورزشی، در تحلیل این وضعیت میگوید: «کمتحرکی فقط کمبود ورزش نیست؛ سبک زندگی نشسته است که به تدریج به عادت تبدیل شده. در نسل جدید، بهویژه نوجوانان و جوانان، وابستگی به صفحهنمایش و کمبود فضاهای امن و در دسترس برای حرکت، مشکل را تشدید کرده است. در بزرگسالان هم فشار کاری، ترافیک و خستگی مزمن، فرصت حرکت را میگیرد. آمارها نشان میدهد با افزایش سن، میزان کمتحرکی بیشتر میشود و سالمندان آسیبپذیرترین گروه هستند.» او تأکید میکند که حتی فعالیتهای سبک روزانه مثل پیادهروی منظم میتواند تفاوت ایجاد کند، اما فرهنگ عمومی هنوز به آن عادت نکرده است. به گفته وی، کمتحرکی با افزایش بیماریهای قلبیعروقی، دیابت، فشار خون، چاقی و حتی برخی سرطانها ارتباط مستقیم دارد و سالانه دهها هزار مرگ زودرس در کشور با عوارض ناشی از بیتحرکی مرتبط است.
بار اقتصادی ناشی از کمتحرکی نیز سنگین است؛ از هزینههای درمان گرفته تا کاهش بهرهوری و ازکارافتادگی زودرس. دکتر رضایی میگوید: «هر دقیقه نشستن اضافه، هزینهای است که بعداً با دارو، بستری و عوارض مزمن پرداخت میشود. این هزینه را فرد، خانواده و در نهایت جامعه میپردازد.» مقایسه نسلها نیز نشان میدهد که در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال کمتحرکی کمتر دیده میشود، اما با ورود به میانسالی و سالمندی شیب تند میشود. نسل جدید اگرچه در ظاهر پرجنبوجوشتر به نظر میرسد، اما بخش عمده تحرکشان به فضای مجازی و نشستن پشت گوشی محدود شده است. بزرگسالان هم وقت فراغت خود را بیشتر به تماشای تلویزیون، شبکههای اجتماعی یا استراحت منفعلانه میگذرانند.
پیامدها و راهکارها؛ از فرهنگسازی تا سیاستگذاری
کمتحرکی در ایران به یک معضل فراگیر تبدیل شده که نه تنها سلامت جسمی بلکه سلامت روانی و اجتماعی را نیز تهدید میکند. فرهنگ ورزش هنوز بهطور کامل جا نیفتاده و فضاهای ورزشی در بسیاری از محلهها یا دور از دسترساند یا هزینهبر. حتی سادهترین حرکت مثل قدم زدن نیز گاهی با موانع محیطی و اجتماعی روبهرو میشود. برای زنان، این موانع گاه پررنگتر است؛ نگاهها و شرایط خیابان میتواند انگیزه را کم کند. از سوی دیگر، نبود وزارت ورزش و جوانان مستقل در سالهای گذشته و نابسامانی اوقات فراغت نیز به این وضعیت دامن زده است. به نظر میرسد برای تغییر این روند، نیاز به یک رویکرد چندبعدی شامل بهبود زیرساختهای شهری، افزایش آگاهی عمومی، تشویق کارفرمایان به ایجاد فرصتهای تحرک در محیط کار و حمایت از برنامههای ورزشی محلهمحور است.
در این میان، برخی کارشناسان بر نقش رسانه و آموزش تأکید دارند. تبلیغات مثبت برای فعالیت بدنی، نمایش الگوهای موفق و ارائه راهکارهای ساده و کمهزینه میتواند انگیزهبخش باشد. همچنین، برنامهریزی برای اوقات فراغت فعال در مدارس و دانشگاهها میتواند عادتهای سالم را از سنین پایین شکل دهد. تجربه کشورهای موفق در کاهش کمتحرکی نشان میدهد که ترکیبی از سیاستهای تشویقی و تنبیهی، مانند اختصاص مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری ایمن، تخفیفهای ورزشی و مالیات بر نوشیدنیهای ناسالم، میتواند مؤثر باشد. در نهایت، آنچه اهمیت دارد این است که کمتحرکی نه یک انتخاب فردی صرف، بلکه نتیجه تعامل عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و حل آن نیازمند همکاری همه جانبه نهادها و شهروندان است.
در حال بارگذاری نظرات...