پشت پرده ۱۶ ساعت بینفس در سوئیس؛ نقش مخفی دوحه در مذاکرات ایران و آمریکا چه بود؟

به گزارش تیترستان؛ در روزهایی که تنشهای امنیتی در غرب آسیا هر لحظه ابعاد تازهای به خود میگیرد و سایه جنگ بر سر منطقه سنگینی میکند، یک مقام ارشد پاکستانی با افشای جزئیات تازه از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، پرده از تلاشهای دیپلماتیک پنهانی برداشته است که به گفته او مانع از فروپاشی کامل روند گفتوگوها شده است. وزیر کشور پاکستان، محسن نقوی، در سخنانی در «مجمع امنیت جهانی» در دوحه قطر، ضمن تمجید از مواضع سازنده دوحه، اعتراف کرد که اسلامآباد برای گردهم آوردن تهران و واشنگتن پای میز مذاکره، تمام توان دیپلماتیک خود را به کار گرفته است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که تجاوزگریهای رژیم صهیونیستی و شرکای واشنگتن در منطقه ادامه دارد و هرگونه خبری از پشت پرده دیپلماسی میتواند معادلات را پیچیدهتر کند.
اعتراف وزیر کشور پاکستان: لحظاتی که همه چیز در آستانه فروپاشی بود
محسن نقوی در این نشست امنیتی که با حضور مقامات ارشد کشورهای مختلف در پایتخت قطر برگزار شد، با اشاره به سفرهای متعدد خود به تهران و دیدار با مقامات ارشد ایرانی، از فشارهای سنگین روانی و سیاسی در جریان مذاکرات پرده برداشت. او با تأکید بر اینکه «لحظاتی وجود داشت که اوضاع بسیار متشنج بود، اما ما هرگز تسلیم نشدیم»، نشان داد که روند مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا تا چه حد شکننده و پرتنش بوده است. این مقام پاکستانی بدون اشاره به جزئیات دقیق اختلافات، اما با لحنی آمیخته به خستگی و افتخار، گفت که تیم دیپلماسی کشورش در سختترین شرایط ممکن، پل ارتباطی میان دو کشور بوده و از هیچ تلاشی برای کاهش شکافها دریغ نکرده است. به نظر میرسد اسلامآباد در این میان نه تنها نقش میانجی، بلکه نقش «مهارکننده بحران» را نیز ایفا کرده است.
نقوی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به همکاری نزدیک و بیسابقه با قطر، اعلام کرد که دوحه و اسلامآباد برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها، هماهنگیهای روزانه و فشردهای داشتهاند. او تأکید کرد که بدون این همکاری دوگانه، احتمالاً سرنوشت مذاکرات به جای دیگری ختم میشد و منطقه با خطرات جبرانناپذیری مواجه میگشت. این اظهارات نشان میدهد که پاکستان به عنوان یک کشور دارای روابط متوازن با ایران و آمریکا، توانسته است اعتماد نسبی هر دو طرف را جلب کند و در سایه سکوت رسانهای، نقشآفرینی کند. همچنین اشاره او به سفرهایش به تهران حاکی از آن است که بخشی از رایزنیها به صورت مستقیم و چهره به چهره با مقامات ایرانی انجام شده و صرفاً به تماسهای تلفنی محدود نبوده است.
۱۶ ساعت بیوقفه در سوئیس؛ جزئیاتی که هرگز رسانهای نشد
بخش جنجالیتر سخنان وزیر کشور پاکستان، اشاره به جزئیات یک ماراتن دیپلماتیک در سوئیس بود که تا پیش از این در هیچ رسانهای بازتاب نداشته است. به روایت نقوی، نخستوزیر قطر و فرمانده ارتش پاکستان در جریان مذاکرات در سوئیس، «بیش از ۱۶ ساعتِ تمام، بدون حتی یک لحظه استراحت» کار کردند تا بتوانند طرفین را به ادامه گفتوگوها متعهد نگه دارند. این جمله کوتاه اما پرمعنا، نشاندهنده شدت بحران و حساسیت بالای مذاکراتی است که میتوانست در هر لحظه به بنبست بخورد. حضور فرمانده ارتش پاکستان در کنار نخستوزیر قطر در این نشست، نشان میدهد که ابعاد نظامی و امنیتی مذاکرات نیز به موازات جنبههای سیاسی آن مورد توجه بوده و شاید حتی تهدیدات نظامی منطقهای، سایه سنگینی بر روند دیپلماسی افکنده بوده است.
این افشاگری تازه، پرده از یک واقعیت مهم برمیدارد: برخلاف تصور عمومی که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا را صرفاً در چارچوب واسطهگری عمان یا قطر میبیند، پاکستان نیز به عنوان یک بازیگر کلیدی پشت صحنه، نقش مهمی در هدایت و حفظ این روند ایفا کرده است. به نظر میرسد اسلامآباد با استفاده از نفوذ خود بر برخی گروههای سیاسی و نیز روابط نظامی با واشنگتن، توانسته است فشارهای خارج از چارچوب مذاکرات را مدیریت کند. همچنین اشاره به سوئیس به عنوان محل برگزاری این دور از گفتوگوها، نشان میدهد که طرفین برای دوری از هیاهوی رسانهای و فشارهای سیاسی داخلی، یک کشور بیطرف را انتخاب کرده بودند تا بتوانند در آرامش نسبی به تبادل نظر بپردازند.
چرا این افشاگری در این مقطع حساسیت دارد؟
اهمیت این خبر تنها به افشای جزئیات یک نشست دیپلماتیک محدود نمیشود، بلکه در بستر تحولات اخیر منطقه معنا پیدا میکند. در هفتههای گذشته، همزمان با ادامه تجاوزات رژیم صهیونیستی به غزه و لبنان و افزایش تنشها در دریای سرخ و تنگه هرمز، گمانهزنیها درباره احتمال رویارویی مستقیم ایران و آمریکا شدت گرفته بود. در چنین فضایی، تأیید نقش فعال پاکستان و قطر در جلوگیری از تشدید تنشها، نشان میدهد که دیپلماسی پنهان هنوز زنده است و بازیگران منطقهای به جای تماشای فروپاشی امنیت colectی، دست به ابتکار عمل زدهاند. از سوی دیگر، این اظهارات میتواند برای دولت پاکستان که با بحرانهای اقتصادی و سیاسی داخلی دست و پنجه نرم میکند، یک دستاورد دیپلماتیک تلقی شود و جایگاه این کشور را به عنوان میانجی قابل اعتماد در معادلات جهانی تثبیت کند.
از منظر آیندهپژوهی، افشای این جزئیات میتواند دو پیامد مهم داشته باشد: نخست، افزایش فشار افکار عمومی و رسانهها بر دولتهای ایران و آمریکا برای شفافسازی درباره آنچه در پشت درهای بسته گذشته است، و دوم، احتمال تغییر در ترکیب میانجیها در دورهای بعدی مذاکرات. اگر پاکستان و قطر توانسته باشند در سختترین لحظات، نقش مهارکننده را ایفا کنند، احتمالاً در آینده نیز به عنوان دو کانال اصلی ارتباطی باقی خواهند ماند. در مقابل، اگر این افشاگری باعث شود که برخی طرفها احساس کنند اسرار مذاکراتیشان فاش شده است، ممکن است اعتماد به این میانجیها خدشهدار شود. در هر صورت، آنچه مسلم است این است که معادلات دیپلماتیک غرب آسیا بسیار پیچیدهتر از آن است که در ظاهر به نظر میرسد و بازیگران متعددی در سایه، برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی و امنیتی تلاش میکنند.
در حال بارگذاری نظرات...