۱۳ بنای تاریخی در صف واگذاری؛ آیا هویت تاریخی ایران زیر تیغ اقتصاد میرود؟

به گزارش تیترستان؛ مزایده صندوق توسعه و احیای بناهای تاریخی برای واگذاری ۱۳ بنای تاریخی و فرهنگی در مرداد امسال در ۸ استان کشور برگزار شد. این تنها مزایده نیمه اول امسال بود که بهرهبرداری از بناهای تاریخی را به بخش خصوصی سپرد. با این حال، بررسی کاربری بناها نشان میدهد رویکرد صندوق توسعه و احیا همچنان اقتصادی است و احیای فرهنگی، روایتگری تاریخی و حفظ هویت بناها در اولویت این صندوق قرار ندارد. از ۱۳ بنای تاریخی به مزایده گذاشتهشده، ۷ بنا با کاربری اقامتی و پذیرایی تعریف شدهاند و ۶ بنای دیگر هم که کاربری اقامتی ندارند، همگی کاربری پذیرایی دارند. برای ۵ بنا علاوه بر پذیرایی، کاربری فرهنگی با محوریت صنایعدستی تعریف شده و یک بنا، خانه اسماعیل مرغون در یزد، حتی کاربری فرهنگی هم ندارد و فقط کاربری پذیرایی و اداری برای آن در نظر گرفته شده است. این الگوی تکراری تغییر کاربری با بیشتر بودن سهم اقامتگاه و پذیرایی نشان میدهد مانند مزایدههای پیشین، بیشتر بناها پس از واگذاری به رستوران، سفرهخانه و اقامتگاه تبدیل خواهند شد و در عمل کاربری اقتصادی بر کارکرد فرهنگی بناها غلبه خواهد کرد؛ روندی که در آن کالبد بنا حفظ میشود، اما هویت تاریخی و روایتهای مرتبط با آن عملاً حذف میشود.
هرچند مجتبی شکری، معاون اقتصادی و بازرگانی صندوق توسعه و احیا، معتقد است در این مزایده بناهای شاخص در فهرست مزایده قرار گرفتند و هر یک از آنها پس از مرمت و بهرهبرداری به ظرفیتهای گردشگری، فرهنگی و اشتغال در استانها کمک خواهند کرد، اما آنچه در جدول مزایده دیده میشود، بیشتر کاربری پذیرایی برای بناهای شاخص تاریخی استانهاست تا رویکرد فرهنگی. لزوم توجه به ارزشهای شاخص هر بنا در میان آثار به مزایده گذاشتهشده، از خانهها و عمارتهای بزرگان تا حمام و کاروانسرا به چشم میخورد. یک متخصص و پژوهشگر مرمت و احیای بناهای تاریخی کشور، با اشاره به اینکه ایجاد کاربری در بنای تاریخی به معنی احیای آن نیست، به همشهری میگوید: «ابتدا باید ارزشها و ویژگیهای هر اثر تاریخی برای احیا شناخته شود. ممکن است یک بنا علاوه بر ارزشهای معماری و هنری، بازتابدهنده ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی یک دوره تاریخی باشد و تصمیمگیری درباره آینده بنا بدون توجه به این ارزشها، احیای واقعی اثر تلقی نمیشود.» سیاوش صابری کاخکی با تأکید بر اینکه هر بنای تاریخی ظرفیت متفاوتی برای احیا و کاربری جدید دارد، ادامه میدهد: «اگر کاربری متناسب با ارزشها و ویژگیهای معماری اثر طراحی شود و در فضای امروز بتواند ادامه حیات بدهد، آن وقت است که میتوانیم بگوییم احیا شده است.»
غلبه رویکرد اقتصادی بر احیای بناهای تاریخی
بیشتر کاربریهای در نظر گرفتهشده از سوی صندوق توسعه و احیا برای بناهای تاریخی، اقامتی و پذیرایی است که حضور مداوم انسان و نیازهای جدید ساختمانی، سازهای و تأسیساتی را میطلبد. از دیدگاه صابریکاخکی، کاربریهایی مانند اقامت در بنای تاریخی به بهانه احیای آن، مداخله سنگین در بناست. او در توضیح بیشتر میگوید: «در این نوع احیا حضور شبانهروزی انسان مطرح است و همین موضوع به مداخلات قابلتوجه سازهای، تأسیساتی و معماری نیاز دارد، در حالی که باید ایمنی بنا در اولویت باشد. مداخلات هم اگر بدون توجه به ارزشهای اثر انجام شود، یکی از مهمترین معیارهای میراثی یعنی اصالت بنا را تحتتأثیر قرار میدهد، زیرا بخشهایی از بدنه بنا دستخوش تغییر میشود. بنابراین صرف اینکه کاربری اقتصادی برای بنای تاریخی تعریف شده، تضمینکننده احیای بنا نیست.» او در ارزیابی رویکرد حاکم بر جریان احیای بناهای تاریخی در کشور میگوید: «از آنجا که دیدگاه اقتصادی است و منطق سرمایهگذار بخش خصوصی برای بازگشت سرمایه و میزان سود او مطرح است، ممکن است بازسازی بنا برای کاربری اقامتی و پذیرایی به بنای تاریخی آسیب بزند. در حالی که بناهای تاریخی فقط داراییهایی برای ایجاد درآمد نیستند. حق همه مردم ایران است که بتوانند از آثار بازدید کنند.»
این در حالی است که بسیاری از کارشناسان میراث فرهنگی هشدار میدهند تبدیل بناهای تاریخی به اقامتگاه و رستوران، هرچند ممکن است به ظاهر باعث حفظ کالبد بنا شود، اما در عمل روح تاریخی و فرهنگی آن را از بین میبرد. آنها معتقدند باید کاربریهایی تعریف شود که ضمن ایجاد درآمد، به روایتگری تاریخی و آموزش عمومی کمک کند. برای مثال، تبدیل یک کاروانسرا به موزه یا مرکز فرهنگی میتواند هم بازدیدکنندگان را جذب کند و هم اصالت بنا را حفظ نماید. اما در رویکرد فعلی، به نظر میرسد صندوق توسعه و احیا بیشتر به دنبال جذب سرمایه خصوصی و بازگشت سریع سرمایه است تا احیای واقعی میراث فرهنگی. این موضوع باعث شده که برخی از بناهای شاخص تاریخی که میتوانستند به مراکز فرهنگی و هنری تبدیل شوند، اکنون در صف واگذاری به بخش خصوصی برای کاربریهای تجاری قرار بگیرند.
احیای بنا با سرعت لاکپشتی
بنا بر آماری که معاون اقتصادی و بازرگانی صندوق توسعه و احیا ارائه میدهد، صندوق از ابتدای سال ۱۴۰۴ توانسته ۸۴ بنای تاریخی و فرهنگی را در ۲۸ استان کشور در قالب مزایده عمومی به متقاضیان واجد شرایط معرفی کند که از این تعداد، ۳۸ بنا در ۲۵ استان با طی شدن روند مزایده به بخش خصوصی واگذار شده و سرمایه جذبشده از بخش خصوصی از طریق این واگذاریها در سال ۱۴۰۴ حدود ۵/۷ هزار میلیارد ریال است. به گفته مجتبی شکری، اصفهان، لرستان و خوزستان به ترتیب در صدر استانهایی هستند که صندوق توسعه و احیا در آنها بناهای تاریخی و فرهنگی به متقاضیان و سرمایهگذاران معرفی کرده است. از سوی دیگر، آمارها نشان میدهد از بدو تأسیس صندوق احیا و بهرهبرداری از بناها و اماکن تاریخی و فرهنگی بهعنوان تنها مرجع واگذاری بناهای تاریخی به بخش خصوصی در سال ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۲، فقط ۱۲۰ بنا به کمک بخش خصوصی احیا و بهطور متوسط هر سال فقط ۷ بنا احیا شده است، در حالی که کارشناسان این آمار را اشتباه میدانند و معتقدند حدود یکسوم این آمار محقق شده که بخش زیادی از آنها هم به دلیل مشکلات حقوقی هنوز به بهرهبرداری نرسیدهاند.
بسیاری از سرمایهگذاران بخش خصوصی و توسعهگران فرهنگی از فرآیندهای طولانی، نبود شفافیت و خطر فسخ یا دعواهای قضایی گلایه دارند و همین امر سرمایهگذاری در حوزه میراث فرهنگی را به تجربهای پرریسک و ناایمن تبدیل کرده است؛ عواملی که سبب شده شاهد تأخیر در مرمت، افزایش فرسایش و تخریب بناها و از دست رفتن فرصتهای گردشگری در کشور باشیم. این در حالی است که بسیاری از بناهای تاریخی در کشور به دلیل بیتوجهی و کمبود بودجه در حال تخریب هستند و واگذاری به بخش خصوصی میتواند راهی برای نجات آنها باشد، اما اگر این واگذاریها با نظارت دقیق و حفظ ارزشهای فرهنگی همراه نباشد، ممکن است به جای احیا، به تخریب هویت تاریخی منجر شود. کارشناسان پیشنهاد میکنند که صندوق توسعه و احیا باید برای هر بنا یک برنامه جامع شامل شناخت ارزشها، تعریف کاربری متناسب و نظارت مستمر تدوین کند تا هم سرمایهگذار انگیزه داشته باشد و هم میراث فرهنگی کشور حفظ شود.
آینده میراث فرهنگی در گرو تصمیمهای امروز
واگذاری بناهای تاریخی به بخش خصوصی، اگرچه میتواند راهی برای تأمین منابع مالی و تسریع در مرمت باشد، اما بدون در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی و تاریخی، خطر از دست رفتن هویت بناها را به همراه دارد. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که صرف واگذاری و تعریف کاربری اقتصادی، نه تنها به احیای پایدار منجر نشده، بلکه در بسیاری موارد به تغییر چهره بنا و حذف روایتهای تاریخی انجامیده است. در حال حاضر ۱۳ بنای دیگر در صف واگذاری هستند و این پرسش جدی مطرح است که آیا این بناها نیز سرنوشتی مشابه خواهند داشت یا مسئولان با بازنگری در رویکرد خود، به سمت احیای فرهنگی و روایتگری تاریخی حرکت خواهند کرد. بدون شک، حفظ این سرمایههای ملی نیازمند تعادل بین اقتصاد و فرهنگ است و نباید تنها به بهانه اشتغال و درآمد، اصالت بناهای تاریخی را فدا کرد.
در پایان، باید توجه داشت که بناهای تاریخی تنها متعلق به نسل امروز نیستند، بلکه میراثی برای آیندگان به شمار میروند. هر تصمیمی که امروز درباره کاربری آنها گرفته میشود، تأثیر مستقیمی بر چگونگی انتقال این میراث به نسلهای بعدی دارد. بنابراین، لازم است که صندوق توسعه و احیا با همکاری کارشناسان میراث فرهنگی، جامعه محلی و سرمایهگذاران، الگویی را طراحی کند که در آن هم بنا مرمت شود و هم ارزشهای فرهنگی آن حفظ گردد. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار بود بناهای تاریخی ایران، به جای تبدیل شدن به رستوران و اقامتگاه، به مراکز پویای فرهنگی و آموزشی تبدیل شوند و همگان بتوانند از زیبایی و تاریخ غنی آنها بهرهمند شوند.
در حال بارگذاری نظرات...