وقتی وحدت به پول میرسد؛ راز تبدیل شعار به سرمایهای که هیچ بحرانی را نمیترساند!

به گزارش تیترستان؛ در شرایطی که تهدیدهای خارجی و فشارهای بینالمللی هر روز ابعاد تازهای به خود میگیرد، بحث «انسجام ملی» از یک شعار سیاسی فراتر رفته و به یکی از کلیدیترین مباحث راهبردی کشور تبدیل شده است. کارشناسان معتقدند انسجام ملی تنها با سخنرانی و توصیه به وحدت محقق نمیشود، بلکه ریشه در اعتماد عمومی، عدالت اجتماعی و مشارکت واقعی مردم در سرنوشت کشور دارد. در همین راستا، مسعود پزشکیان و حجتالاسلام حسین طائب اخیراً تأکید کردهاند که حفظ معیشت مردم، پذیرش تفاوت سلیقهها، شنیده شدن نقدها و تقویت احساس تعلق شهروندان به وطن میتواند این مفهوم را از یک آرزوی دستنیافتنی به سرمایهای پایدار برای عبور از بحرانها تبدیل کند. این در حالی است که بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که بدون توجه به مطالبات اقتصادی و اجتماعی، هرگونه دعوت به وحدت در عمل با شکست مواجه خواهد شد.
انسجام ملی؛ از شعار تا واقعیت
انسجام ملی در ادبیات سیاسی کشور ما اغلب به عنوان راهکاری برای مقابله با تهدیدهای خارجی مطرح میشود، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که این مفهوم بدون پشتوانه اقتصادی و اجتماعی، تنها در حد یک توصیه اخلاقی باقی میماند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در سخنرانیهای اخیر خود بارها بر این نکته تأکید کرده که اگر مردم احساس کنند که صدایشان شنیده میشود و در تصمیمگیریهای کلان نقش دارند، به طور خودجوش به سمت وحدت حرکت میکنند. از سوی دیگر، حجتالاسلام طائب نیز به عنوان یکی از چهرههای امنیتی و سیاسی، بر ضرورت پذیرش تفاوت سلیقهها و پرهیز از حذف یکدیگر تأکید دارد. به نظر میرسد گفتمان حاکم در حال تغییر از «وحدت دستوری» به «وحدت مبتنی بر مشارکت» است، هرچند تا تحقق کامل آن فاصله زیادی وجود دارد.
واقعیت آن است که انسجام ملی زمانی به یک سرمایه اجتماعی تبدیل میشود که شهروندان احساس تعلق خاطر واقعی به وطن داشته باشند. این احساس تعلق نه با بخشنامه و دستور، بلکه با تأمین امنیت اقتصادی، شفافیت سیاسی و پاسخگویی مسئولان به وجود میآید. در شرایط کنونی که تورم و بیکاری فشار مضاعفی بر سفره مردم وارد کرده، انتظار برای وحدت بدون توجه به معیشت، انتظاری غیرواقعی به نظر میرسد. بنابراین، تأکید پزشکیان و طائب بر معیشت و شنیده شدن نقدها را میتوان نشانهای از درک این واقعیت دانست که انسجام ملی بدون عدالت اجتماعی پایدار نخواهد بود. از این منظر، تبدیل شعار به سرمایه اجتماعی نیازمند اقدامات عملی و ملموس در حوزه اقتصاد و سیاست است.
نقش اعتماد عمومی و عدالت اجتماعی در تقویت وحدت
اعتماد عمومی مهمترین ستون انسجام ملی است و بدون آن، هیچ جامعای نمیتواند در برابر بحرانها مقاومت کند. اعتماد عمومی زمانی شکل میگیرد که مردم ببینند وعدههای مسئولان عملی میشود و عدالت اجتماعی در توزیع منابع و فرصتها رعایت میشود. در سالهای اخیر، شکاف بین مردم و حاکمیت در برخی حوزهها افزایش یافته و همین امر موجب شده تا دعوت به وحدت در شرایط تهدید خارجی، برای بخشی از جامعه کارایی خود را از دست بدهد. اما رویکرد جدیدی که از سوی چهرههایی مانند پزشکیان و طائب مطرح میشود، بر پذیرش نقد و تفاوت سلیقهها تأکید دارد و این میتواند نقطه آغازی برای بازسازی اعتماد باشد. به شرط آنکه این رویکرد در عمل و نه فقط در گفتار، پیاده شود.
عدالت اجتماعی نیز از ارکان اساسی انسجام ملی است، زیرا احساس بیعدالتی و تبعیض، مستقیماً به کاهش همبستگی اجتماعی میانجامد. اگر مردم احساس کنند که در توزیع امکانات و فرصتها تبعیض وجود دارد، به تدریج از مشارکت در سرنوشت کشور کنار میکشند و این دقیقاً همان چیزی است که دشمنان خارجی به دنبال آن هستند. بنابراین، تأکید بر عدالت اجتماعی نه تنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه یک راهبرد امنیتی برای مقابله با تهدیدهای خارجی است. در این میان، نقش رسانهها و نخبگان در تبیین این مفهوم و ایجاد گفتگوی ملی بسیار حائز اهمیت است. بدون یک گفتگوی فراگیر، تبدیل شعار انسجام به سرمایه اجتماعی ممکن نخواهد بود.
آینده انسجام ملی؛ فرصتها و چالشها
آینده انسجام ملی در ایران به شدت به نحوه مدیریت چالشهای اقتصادی و اجتماعی وابسته است. از یک سو، تهدیدهای خارجی میتواند به عنوان یک کاتالیزور برای همبستگی بیشتر عمل کند، به شرط آنکه مردم احساس کنند منافع ملی واقعاً در اولویت قرار دارد. از سوی دیگر، تداوم مشکلات معیشتی و بیاعتمادی میتواند این فرصت را به تهدید تبدیل کند. تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که انسجام ملی در شرایط بحرانی تنها با مشارکت واقعی مردم و نخبگان و از طریق سازوکارهای دموکراتیک پایدار میشود. بنابراین، پیشنهاد میشود دولت با اتخاذ سیاستهای شفاف اقتصادی و ایجاد فضای باز سیاسی، زمینه را برای شکلگیری سرمایه اجتماعی فراهم کند. در غیر این صورت، هرگونه دعوت به وحدت در سطح شعار باقی خواهد ماند.
از سوی دیگر، تقویت احساس تعلق شهروندان به وطن نیازمند بازتعریف هویت ملی بر پایه ارزشهای مشترک است. در جامعهای که تنوع قومی، زبانی و مذهبی وجود دارد، پذیرش تفاوتها و احترام به حقوق همه شهروندان میتواند به عنوان یک سرمایه ارزشمند عمل کند. حجتالاسلام طائب نیز در سخنان خود بر همین نکته تأکید کرده که وحدت واقعی نه با حذف دیگران، بلکه با پذیرش آنها به دست میآید. این رویکرد میتواند به کاهش تنشهای اجتماعی و افزایش همبستگی کمک کند. در نهایت، آنچه که انسجام ملی را از یک شعار به یک سرمایه پایدار تبدیل میکند، نه وعدههای سیاسی، بلکه عملکرد صادقانه و مسئولانه در قبال مردم است.
در حال بارگذاری نظرات...