پوتین با لباس نظامی چه گفت که ناگهان یاد قالیباف افتادیم؟

به گزارش تیترستان؛ در روزهای اخیر، انتشار ویدئویی از ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در حالی که لباس نظامی به تن دارد و متنی را از روی کاغذ میخواند، بازتاب گستردهای در محافل سیاسی و رسانهای داشته است. او در این سخنان، به شکلی صریح و بیپرده، از منطق نظامی-سیاسی خود درباره جنگ اوکراین پرده برداشت و تأکید کرد که «هر زمان که پیروزی نظامی در میدان نبرد به دست میآوریم، باید این پیروزی را ثبت کنیم و آن را به یک پیروزی سیاسی نیز تبدیل کنیم.» این جمله کوتاه اما پرمعنا، ناظران را به یاد سخنان محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، درباره جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی انداخت؛ همان منطقی که میگوید پیروزی نظامی بدون تبدیل به سند سیاسی، راه به جایی نمیبرد. پوتین در ادامه توضیح داد که «ما باید آن پیروزی سیاسی را به سندی از شکست برای دشمن تبدیل کنیم و امتیازاتی را که برای تقویت خود به آن نیاز داریم، به دست آوریم.» به نظر میرسد که این اظهارات، بازتابی از یک اصل استراتژیک است که در ادبیات سیاسی جهان به «تبدیل پیروزی تاکتیکی به دستاورد راهبردی» شهرت دارد و حالا در گفتار رئیسجمهور روسیه و رئیس مجلس ایران، به شکلی همزمان و همآوا مطرح شده است.
پوتین و هنر تبدیل پیروزی نظامی به سند سیاسی
پوتین در سخنان خود تأکید کرد که پیروزی نظامی به صورت منفرد نمیتواند تبدیل به پیروزی کامل یک ملت در مقابل ملت دیگر شود و باید حتماً تبدیل به سندی سیاسی شود تا پیروزی راهبردی اتفاق افتد. او با اشاره به تجربه جنگ اوکراین گفت که هر دستاورد میدانی، اگر در قالب یک توافق یا سند سیاسی تثبیت نشود، ممکن است در گذر زمان از دست برود و دشمن بتواند با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و تبلیغاتی، آن را بیاثر کند. این دیدگاه، در واقع بازگویی همان اصل کلاسیک در استراتژی است که «جنگ ابزار سیاست است» و پیروزی در میدان بدون بهرهبرداری سیاسی، ناقص میماند. پوتین با لباس نظامی و لحنی جدی، گویی میخواست به مخاطبان داخلی و خارجی بگوید که روسیه از این پس هر پیروزی میدانی را با یک سند سیاسی همراه خواهد کرد تا دستاوردهایش را در برابر فشارهای غرب تضمین کند. او همچنین اشاره کرد که بدون این سند سیاسی، معنای پیروزی نظامی به درستی تثبیت نشده و تبدیل به امر راهبردی نمیشود؛ جملهای که به نظر میرسد خطاب به مذاکرهکنندگان روسی در هرگونه گفتوگوی صلح با اوکراین و حامیان غربی آن باشد.
از سوی دیگر، این اظهارات پوتین در شرایطی بیان میشود که جنگ اوکراین به یکی از طولانیترین و پرهزینهترین درگیریهای نظامی قرن بیست و یکم تبدیل شده است. روسیه در ماههای اخیر با افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی از سوی غرب مواجه بوده و پوتین بارها بر لزوم دستیابی به توافقی جامع که امنیت روسیه را تضمین کند، تأکید کرده است. اما نکته جالب توجه، شباهت بسیار زیاد این منطق با سخنان قالیباف است؛ گویی رئیسجمهور روسیه نیز به همان نتیجهای رسیده که مقام ایرانی سالها پیش در تحلیل جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی بیان کرده بود. این همآوایی، ناظران را به این فکر واداشته که آیا در حال شکلگیری یک اجماع نظری در میان رهبران سیاسی کشورهای مستقل درباره شیوه مواجهه با قدرتهای غربی هستیم یا صرفاً یک تاکتیک زبانی مشترک است که در شرایط مختلف به کار گرفته میشود.
قالیباف و منطق «قدم به قدم» عقبراندن دشمن
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، از سالها پیش در تحلیلهای خود درباره جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی، بر ضرورت تبدیل پیروزیهای نظامی به پیروزی سیاسی تأکید کرده است. او معتقد است که باید قدم به قدم، دشمن را مجبور به عقبنشینی کرد و بعد از هر پیروزی در عرصه نظامی، به سرعت آن را با امر سیاسی تثبیت نمود. قالیباف این منطق را در مورد تفاهم اسلامآباد نیز به کار برده و آن را سند شکست آمریکا دانسته است؛ دیدگاهی که مرشایمر، استاد برجسته علوم سیاسی آمریکا، نیز آن را تأیید کرده و گفته بود که آن تفاهم، سند شکست آمریکاست. در زمان اعلام آن سند، بسیاری از رسانههای غربی نیز به همین واقعیت اذعان داشتند و آن را نشانهای از تغییر موازنه قدرت در منطقه دانستند. قالیباف بارها هشدار داده که اگر پیروزی میدانی در زمان مناسب به یک سند سیاسی تبدیل نشود، ممکن است دشمن با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و رسانهای، آن را بیاثر کند و حتی به عنوان یک شکست برای جبهه مقاومت بازنمایی کند.
این رویکرد قالیباف، که در سخنرانیهای مختلف او و در تحلیلهای نزدیکانش تکرار شده، بر یک اصل ساده اما حیاتی استوار است: «پیروزی نظامی بدون تثبیت سیاسی، ناپایدار است.» او با اشاره به تجربههای گذشته، از جمله جنگ ۳۳ روزه لبنان و جنگهای غزه، تأکید کرده که مقاومت توانسته است در میدان نظامی دشمن را متوقف کند، اما نتوانسته است پیروزی خود را به یک سند سیاسی بینالمللی تبدیل کند و همین امر باعث شده که دشمن هر چند سال یک بار دوباره به سراغ یک جنگ جدید برود. قالیباف معتقد است که اگر تفاهمهای سیاسی به موقع امضا میشد، رژیم صهیونیستی نمیتوانست به راحتی از زیر بار مسئولیتهای خود شانه خالی کند. حالا پوتین با همان لحن و همان منطق، در حال بیان همین نکته برای جنگ اوکراین است؛ گویی رئیسجمهور روسیه نیز به این نتیجه رسیده که بدون یک سند سیاسی الزامآور، پیروزیهای میدانی روسیه در اوکراین نمیتواند امنیت پایدار را برای این کشور به ارمغان بیاورد.
چرا این همآوایی برای آینده منطقه مهم است؟
اهمیت این همآوایی میان پوتین و قالیباف را باید در چارچوب تحولات بزرگ بینالمللی و وضعیت منطقه خاورمیانه تحلیل کرد. در شرایطی که آمریکا و متحدان غربی آن با چالشهای متعددی از جمله جنگ اوکراین، تنش با چین و ناآرامیهای داخلی روبرو هستند، کشورهای مستقل و بازیگران منطقهای مانند ایران و روسیه به دنبال آن هستند که نظم جهانی را به سمت چندقطبی شدن سوق دهند. در این میان، تبدیل پیروزیهای نظامی به اسناد سیاسی میتواند به معنای تثبیت جایگاه این کشورها در معادلات جدید جهانی باشد. پوتین با اشاره به اینکه «پیروزی نظامی باید به سندی از شکست برای دشمن تبدیل شود»، در واقع به دنبال آن است که غرب را وادار به پذیرش شکست در برابر روسیه کند و از این طریق، نظم امنیتی جدیدی در اروپا شکل دهد. از سوی دیگر، قالیباف نیز با همین منطق، به دنبال آن است که مقاومت را از یک نیروی صرفاً نظامی به یک بازیگر سیاسی مشروع در معادلات منطقهای تبدیل کند. اگر این رویکرد در عمل پیاده شود، میتواند به کاهش تنشها و ایجاد یک چارچوب پایدار برای همزیستی در منطقه کمک کند.
با این حال، منتقدان این رویکرد معتقدند که تکیه صرف بر تبدیل پیروزی نظامی به سند سیاسی، بدون توجه به واقعیتهای میدانی و توازن قوا، میتواند به یک توهم استراتژیک منجر شود. آنها میگویند که در بسیاری از موارد، دشمن حاضر به پذیرش شکست در یک سند رسمی نیست و حتی اگر چنین سندی امضا شود، ممکن است در عمل به آن پایبند نباشد. تجربه توافقهای گذشته در منطقه، از جمله توافقهای آتشبس با رژیم صهیونیستی، نشان داده که این رژیم بارها تعهدات خود را نقض کرده است. بنابراین، پرسش اصلی این است که چگونه میتوان یک سند سیاسی الزامآور و قابل اجرا طراحی کرد که دشمن نتواند از زیر بار آن شانه خالی کند. پوتین در سخنان خود به این نکته اشاره نکرد که چه مکانیزمی برای تضمین اجرای این سند سیاسی در نظر دارد، اما تأکید کرد که روسیه از موضع قدرت وارد هرگونه مذاکره خواهد شد. قالیباف نیز بارها گفته است که مقاومت باید قدرت خود را در میدان حفظ کند تا در عرصه سیاسی دست بالا را داشته باشد. به نظر میرسد که هر دو رهبر، به این باور رسیدهاند که بدون قدرت میدانی، هیچ سند سیاسی پایدار نخواهد بود و بدون سند سیاسی، قدرت میدانی نیز به نتیجه راهبردی نمیرسد.
در نهایت، سخنان پوتین و همآوایی آن با دیدگاه قالیباف، نشاندهنده یک الگوی مشترک در تفکر استراتژیک بازیگرانی است که سالها با فشارهای غرب مواجه بودهاند. این الگو میگوید که پیروزی نظامی، تنها نیمی از راه است و نیم دیگر آن، تبدیل این پیروزی به یک نظم سیاسی جدید است که دشمن را به عقبنشینی دائمی وادار کند. حال باید دید که آیا پوتین در عمل میتواند این منطق را در اوکراین پیاده کند و آیا قالیباف و دیگر مقامات ایرانی نیز قادر خواهند بود که دستاوردهای میدانی مقاومت را به یک سند سیاسی بینالمللی تبدیل کنند. پاسخ به این پرسش، نه تنها سرنوشت جنگها و تنشهای کنونی را تعیین میکند، بلکه میتواند الگویی برای آینده روابط بینالملل و نحوه مدیریت منازعات در قرن بیست و یکم باشد.
در حال بارگذاری نظرات...