راز خشک شدن ریههای تهران؛ چرا بولدوزرها به چیتگر رسیدند؟

به گزارش تیترستان؛ در روزهای اخیر انتشار تصاویر و ویدئوهایی از قطع گسترده درختان در پارک جنگلی چیتگر، واکنشهای گستردهای را در میان شهروندان و فعالان محیطزیست برانگیخته است. بولدوزرها به جان کهنسالترین بخشهای این پارک افتادهاند و خاک را زیر و رو میکنند تا درختانی را که به گفته مسئولان «بیمار» هستند از ریشه جدا کنند. اما در پس این اقدام، ماجرای پیچیدهای از کمآبی مزمن، آفتزدگی، سوءمدیریت و اختلاف نظر نهادهای متولی نهفته است که سالها نادیده گرفته شده است. شهروندان غرب تهران که سالها چیتگر را به عنوان نگین سبز منطقه میشناختند، اکنون با صحنهای مواجهاند که به گفته یکی از ساکنان قدیمی، «مرگ بخشی از خاطراتشان» را رقم زده است. این گزارش تلاش میکند پرده از آنچه بر سر چیتگر آمده بردارد و ابعاد پنهان این بحران را بررسی کند.
روایت شهروندان از بهشت گمشده؛ از خاطرات سبز تا اشک بر تنههای خاکافتاده
رویا، یکی از ساکنان قدیمی غرب تهران که بیش از چهل سال است در نزدیکی پارک چیتگر زندگی میکند، از روزهایی میگوید که خبری از برجهای بلند و ساختوسازهای انبوه نبود و همه ساختمانها دو یا سه طبقه بودند. او به یاد میآورد که دوستان و آشنایانش از نقاط مختلف تهران برای سیاحت و تفریح به چیتگر میآمدند و از هوای پاک و فضای سبز آن لذت میبردند. اما آخرین بار که یکی از دوستانش از این پارک دیدن کرده، با دیدن زمینهای لخت و درختان قطعشده، اشک از چشمانش جاری شده و گویی باور نمیکرده که چیتگر روزی اینگونه باشد. رویا مرداد امسال کارزاری برای جلوگیری از خشکاندن درختان چیتگر به راه انداخت، زمانی که متوجه حصارکشی و کاهش تدریجی درختان از اتوبان همدانی شد. او در متن کارزار خود نوشته است که بخشهایی از شمال پارک به منطقه دولتی تبدیل شده و زمینخواران قسمتهای شرقی و غربی را تصاحب کردهاند و برجهای سر به فلک کشیده علم کردهاند. به باور او، این پارک که یکی از بزرگترین ریههای تنفسی تهران است، به بهانه کمآبی در حال نابودی است و باید فکری به حال آن شود.
این روایت شهروندی در تضاد آشکار با اظهارات مسئولانی است که میگویند تنها درختان بیمار و آفتزده قطع شدهاند. رویا و بسیاری از همسایگان چیتگر معتقدند که روند خشکاندن درختان سالهاست که آغاز شده و به تدریج تشدید شده است. آنها میگویند در گذشته نهتنها چیتگر بلکه بوستانهای سرخهحصار و شیان نیز از فضای سبز انبوه برخوردار بودند، اما اکنون همه این مناطق با پدیده خشکیدگی گسترده مواجهاند. به گفته این شهروندان، هر بار که مسئولان از «بیماری درختان» سخن میگویند، در عمل شاهد قطع درختانی هستند که به نظر سالم میرسند و این مسئله اعتماد عمومی را خدشهدار کرده است. آنها خواستار شفافیت کامل در مورد فرآیند شناسایی و قطع درختان هستند و میپرسند چرا تاکنون گزارشی مستقل از سوی نهادهای نظارتی درباره علت اصلی این بحران منتشر نشده است. این در حالی است که برخی کارشناسان مستقل نیز هشدار دادهاند که ادامه این روند میتواند به نابودی کامل پوشش گیاهی پارک منجر شود.
آمارهای متناقض و جنگ قدرت میان نهادها؛ مقصر اصلی کیست؟
آمارهای ارائهشده از سوی مسئولان مختلف درباره میزان خشکیدگی و قطع درختان در چیتگر بسیار متناقض است. رضا بیانی، مدیرکل منابع طبیعی استان تهران، اعلام کرده که حدود ۲۵ هزار اصله درخت آلوده در این پارک قطع شده و حدود ۷ هزار اصله دیگر نیز باید حذف شوند. او علت اصلی این وضعیت را کمآبی و انجامنشدن بهموقع عملیات بهداشتی و پرورشی دانسته است. در مقابل، نقی شعبانیان، معاون سازمان بوستانهای شهر تهران، با استناد به تصاویر ماهوارهای میگوید که حدود ۴۱ درصد درختان چیتگر به طور کامل خشک شدهاند و ۲۸ درصد دیگر نیز در معرض خشکشدن قرار دارند. این تفاوت آمار نشاندهنده عدم هماهنگی و شفافیت در مدیریت بحران است و پرسشهای جدی را درباره صحت اطلاعات ارائهشده ایجاد میکند. هر نهاد دیگری را مقصر وضعیت فعلی میداند؛ مهدی بابایی، نایبرئیس کمیسیون سلامت و محیطزیست شورای شهر تهران، تعلل سازمان منابع طبیعی را عامل گسترش آفت در دو بوستان چیتگر و سرخهحصار عنوان میکند و میگوید شهرداری برای آغاز اقدامات لازم ناچار به استفاده از ظرفیت قوه قضائیه شده است. از سوی دیگر، بیانی در واکنش به این اظهارات، شهرداری تهران را مسئول پیشگیری از آفتزدگی و آلودگی درختان طبق کتابچه طرح پارک چیتگر میداند و میگوید از سال ۱۴۰۱ با دستگاه قضایی نسبت به اهمال شهرداری نامهنگاری کرده است.
ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران، در گفتوگو با رسانهها تأکید میکند که مسئله فقط محدود به چیتگر نیست و بوستانهای سرخهحصار و شیان نیز با خشکیدگی ۶۰ تا ۷۰ درصدی درختان مواجهاند. او ریشه این مشکل را به حدود ده سال پیش نسبت میدهد و میگوید آفت، کمآبی و آبیاری نامناسب از آن زمان وجود داشته است. با این حال، او شهرداری را نیز بیتقصیر نمیداند و معتقد است که در این دوره مدیریت شهری میشد بهتر عمل کرد و از گسترش بیشتر آفت جلوگیری کرد. امانی در پاسخ به این پرسش که آیا ساختوسازهای منطقه ۲۲ یا دریاچه چیتگر در این بحران نقش داشتهاند، میگوید همین اتفاق در سرخهحصار و شیان نیز رخ داده که نه ساختوسازی مشابه داشتهاند و نه دریاچهای وجود داشته است. او با اشاره به احتمال عمدی بودن قطع درختان، این موضوع را تأیید نمیکند اما میگوید قطعاً قصور رخ داده و باید به میزان مسئولیت پنج ساله خود پاسخگو باشیم. این اظهارات نشان میدهد که بحران چیتگر نه یک عامل واحد، بلکه ترکیبی از عوامل مدیریتی، اقلیمی و اجرایی است که سالها انباشته شده و اکنون به نقطه بحرانی رسیده است.
حقابه گمشده و آینده مبهم؛ آیا نوشدارو پس از مرگ سهراب است؟
یکی از مهمترین دلایل خشکیدگی درختان چیتگر، عدم تأمین حقابه این پارک است. بررسیها نشان میدهد که حقابه بوستان چیتگر در گذشته نزدیک به یک مترمکعب بر ثانیه بود، اما این میزان در سال ۱۴۰۲ به حدود ۱۰ لیتر بر ثانیه کاهش یافت. آرش میلانی، رئیس سابق کمیته محیطزیست شورای شهر تهران، میگوید که این بوستان از گذشته حقابه تثبیتشدهای داشته که باید توسط سازمان آب منطقهای یا وزارت نیرو تأمین میشد، اما به دلایل مختلف از جمله اولویت تأمین آب شرب، این حقابه قطع شده یا به شدت کاهش یافته است. او با اشاره به شرایط اقلیمی و گرمتر شدن تهران، افزایش تبخیر و تعرق و خشکسالی پنج سال اخیر را از دیگر عوامل تشدیدکننده بحران آب در چیتگر میداند. به گفته میلانی، اگرچه مسئولان هر سال وعده تأمین آب را میدهند و اعداد مختلفی مانند ۷۰ یا ۱۵۰ لیتر بر ثانیه اعلام میشود، اما پرسش اصلی این است که آیا این اقدامات به موقع انجام شده یا نوشدارو پس از مرگ سهراب بوده است. او تأکید میکند که زمان طلایی برای نجات درختان از دست رفته و تأخیر سه یا چهار ساله در اجرای برنامهها به خشک شدن گسترده منجر شده است.
با این حال، مسئولان شهری از برنامههای جبرانی خبر میدهند. محمدجواد خسروی، شهردار منطقه ۲۲، اعلام کرده که تاکنون حدود ۲۵ هزار اصله درخت کاشته شده و قراردادی برای کاشت ۳۵ هزار اصله دیگر منعقد شده است تا مجموع درختان کاشتهشده در پارک به ۶۰ هزار اصله برسد. او میگوید سه اقدام اساسی به صورت همزمان دنبال میشود: خروج کامل درختان آلوده، تکمیل زیرساختهای تأمین آب و آبیاری، و کاشت درختان جدید. ناصر امانی نیز با اشاره به جایگزینی درختان خشکشده با نهالهای جدید، میگوید حداقل ده سال زمان لازم است تا این نهالها به درختان تنومند تبدیل شوند و نسل آینده بتواند از آنها بهرهمند شود. اما رویا، شهروند فعال، این رویکرد را به وضعیتی تشبیه میکند که جوانان از دست بروند و به جای آن بر میزان تولدها افزوده شود؛ به گفته او، پرورش یک درخت جدید نیز هزینهبر و زمانبر است و نمیتواند جایگزین درختان کهنسالی شود که دههها برای شهر اکسیژن تولید کردهاند. آینده چیتگر به تصمیمهای امروز مسئولان وابسته است؛ آیا آنها میتوانند با تأمین پایدار حقابه، مبارزه جدی با آفت و جلوگیری از ساختوسازهای مخرب، این سرمایه ملی را نجات دهند یا اینکه باید شاهد نابودی کامل یکی از مهمترین ریههای تنفسی پایتخت باشیم؟
در حال بارگذاری نظرات...