مأموریت مخفیانه پوتین در تهران؛ آیا جنگ ایران و آمریکا در آستانه یک تحول غیرمنتظره است؟

به گزارش تیترستان؛ سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، به تهران در حالی انجام شد که تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای شده است. این سفر نخستین سفر لاوروف به تهران پس از آغاز جنگ دوم در ۹ اسفند ۱۴۰۴ محسوب میشود و به گفته ناظران، نشانهای از فعال شدن مسکو در معادلات پیچیده منطقه است. همزمان با این سفر، تماس تلفنی ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ و انتقال دیدگاههای تهران به واشنگتن، گمانهزنیها درباره نقش تازه کرملین در میانجیگری را به شدت افزایش داده است. لاوروف در نشست خبری مشترک با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، آمادگی روسیه را برای کمک به یافتن راهحلی برای مناقشه ایران و آمریکا اعلام کرد و عراقچی نیز بر تداوم رایزنیهای سیاسی دو کشور و ضرورت حل مسائل منطقهای از مسیر دیپلماسی تأکید کرد. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا مسکو صرفاً نقش پیامرسان را ایفا میکند یا ابتکاری مشخص و جامع برای عبور از بنبست کنونی روی میز دارد.
مسکو در نقش پیامرسان یا میانجی؟
یکی از مهمترین نشانههای تحرک دیپلماتیک روسیه، انتقال دیدگاههای ایران به واشنگتن از طریق تماس تلفنی پوتین و ترامپ بود. بر اساس اعلام کرملین، پوتین در این تماس مواضع تهران را درباره راهحل احتمالی برای خاتمه درگیریها منتقل کرد، هرچند جزئیات این پیام و واکنش طرف آمریکایی منتشر نشده است. این اقدام نشان میدهد که مسکو میتواند فراتر از حمایت سیاسی از تهران، به کانالی برای ارتباط با واشنگتن تبدیل شود. ارتباط مستقیم پوتین با ترامپ و سابقه مشارکت روسیه در مذاکرات هستهای، ظرفیتهایی در اختیار مسکو قرار میدهد که میتواند در روند میانجیگری مؤثر باشد. با این حال، داشتن کانال ارتباطی با هر دو طرف لزوماً به معنای برخورداری از یک ابتکار جامع یا توانایی تضمین توافق نیست. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که روسیه در حال حاضر بیشتر نقش یک واسطه ارتباطی را بازی میکند تا یک میانجی تمامعیار که بتواند تضمینهای لازم را ارائه دهد.
در همین چارچوب، سفر لاوروف به تهران را میتوان در امتداد تحرکات دیپلماتیک مسکو برای اثرگذاری بر روند جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ارزیابی کرد. این سفر پس از دیدار پوتین با مسعود پزشکیان در ترکمنستان و تماس تلفنی رئیسجمهور روسیه با ترامپ انجام شد؛ تماسهایی که در آنها یافتن راهحلی برای پایان درگیریها نیز مطرح بود. خبرگزاری تاس نیز پیش از سفر لاوروف گزارش داده بود که او قرار است اقدامات مسکو برای کاهش تنشهای منطقهای را تشریح کند و احتمالاً نتایج رایزنیهای خود را با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با مقامهای ایرانی در میان بگذارد. این تحرکات همزمان نشاندهنده آن است که مسکو تلاش میکند خود را به عنوان بازیگری کلیدی در معادلات امنیتی منطقه تثبیت کند و از این طریق نفوذ خود را در فرآیندهای پس از جنگ افزایش دهد.
پرونده هستهای؛ گره کور مذاکرات
با وجود اهمیت مسائل نظامی و امنیت دریایی، پرونده هستهای همچنان یکی از اصلیترین محورهای اختلاف تهران و واشنگتن است. اختلاف تنها بر سر سطح غنیسازی و سرنوشت ذخایر اورانیوم نیست؛ بلکه دو طرف درباره ترتیب رسیدگی به موضوعات و اجرای تعهدات نیز اختلاف نظر جدی دارند. در چنین شرایطی، روسیه به دلیل سابقه مشارکت در مذاکرات منتهی به برجام و برخورداری از ظرفیتهای فنی، میتواند در حلوفصل بخشی از اختلافات نقشآفرینی کند. مسکو پیشتر نیز آمادگی خود را برای کمک به حل مسئله ذخایر اورانیوم ایران اعلام کرده بود، اما هرگونه توافق درباره این ذخایر، بهویژه مواد با غنای بالا، به ترتیبات مشخص فنی، نظارتی و امنیتی نیاز دارد. مهمتر آنکه راهحل فنی بدون تفاهم سیاسی میان تهران و واشنگتن به نتیجه نخواهد رسید و اینجاست که نقش میانجیگر روسی میتواند تعیینکننده باشد.
در این چارچوب، باید میان آمادگی روسیه برای مشارکت در حل مسئله هستهای و ارائه یک ابتکار جامع تفاوت قائل شد. پرسش اساسی این است که آیا پیشنهادهای احتمالی مسکو میتواند اختلاف بر سر حدود برنامه هستهای ایران، رفع تحریمها و ترتیب اجرای تعهدات را نیز پوشش دهد. اگر ابتکار روسیه بر حل اختلاف هستهای متمرکز باشد، موضوعاتی مانند مدیریت ذخایر اورانیوم، ترتیبات نظارتی و اجرای گامهای متقابل مطرح خواهد شد. در این صورت، مسئله اساسی برای تهران آن است که هرگونه تعهد هستهای در برابر چه اقدام مشخصی از سوی واشنگتن، بهویژه در زمینه رفع تحریمها و تضمین اجرای توافق، قرار میگیرد. بدون روشن شدن این مابهازای مشخص، نمیتوان انتظار داشت که تهران به طور جدی به ابتکار مسکو تن بدهد.
آینده میانجیگری روسیه و پیامدهای آن برای منطقه
ارزیابی نقش مسکو صرفاً به ظرفیت آن برای انتقال پیام محدود نمیشود؛ بلکه باید روشن شود که پیشنهادهای احتمالی این کشور چه تعهداتی برای طرفین به همراه خواهد داشت. اگر مسکو بخواهد میانجیگری را به ترتیبات امنیتی گستردهتر در خلیج فارس پیوند بزند، امنیت دریایی و روابط ایران با کشورهای عربی نیز اهمیت پیدا خواهد کرد. لاوروف در نشست روز یکشنبه وزیران خارجه روسیه و شورای همکاری خلیجفارس در بحرین، نسخه بهروزشده طرح امنیت جمعی مسکو را برای منطقه مطرح کرد و بر ضرورت گفتوگو میان کشورهای ساحلی و همسایگان آنها تأکید داشت. این اقدامات میتواند به تقویت جایگاه مسکو در شکلدهی به ترتیبات پس از جنگ کمک کند؛ اما هنوز مشخص نیست که طرح امنیت جمعی روسیه تا چه اندازه با اولویتهای ایران و کشورهای عربی همخوانی دارد. از نگاه تهران، مسائل منطقهای از جمله مناقشه فلسطین و اسرائیل با ترتیبات امنیتی خلیج فارس پیوند خوردهاند و موضوع تنگه هرمز و آزادی کشتیرانی میتواند از محورهای اختلاف در تعریف امنیت منطقه باشد.
در نهایت، اهمیت سفر لاوروف به تهران به این بستگی دارد که آیا تحرکات دیپلماتیک روسیه به ارائه راهحلی عملی برای پایان جنگ و حل اختلافات هستهای منجر خواهد شد یا خیر. مسکو ظرفیت میانجیگری از سوی هر دو طرف را دارد، اما آزمون اصلی آن ارائه ابتکاری مشخص، نزدیک کردن مواضع تهران و واشنگتن و روشن کردن تعهدات متقابل است. تا زمانی که جزئیات چنین ابتکاری و مابهازای احتمالی آن روشن نشده باشد، نمیتوان از شکلگیری مسیری قطعی برای میانجیگری روسیه سخن گفت. همچنین باید توجه داشت که پاکستان، قطر و عمان در ماههای گذشته نقش مهمی در انتقال پیامها و تسهیل ارتباط میان ایران و آمریکا داشتهاند و مزیت روسیه در این است که علاوه بر ظرفیت ارتباطی، امکان مشارکت در راهحلهای فنی پرونده هستهای را نیز دارد. با این حال، مسکو خود بازیگری با منافع مستقل است و همسویی تهران و مسکو در برخی موضوعات، لزوماً به معنای انطباق کامل اولویتهای آنها نیست. بنابراین، آینده میانجیگری روسیه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و باید منتظر ماند و دید که آیا کرملین میتواند از نقش پیامرسان به میانجیگر تأثیرگذار تبدیل شود یا خیر.
در حال بارگذاری نظرات...